الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

648

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

سپس مىافزايد : « اى بافندهء ( دروغ ) فرزند بافنده ! » ( حائك بن حائك ) . « و اى منافق فرزند كافر ! » ( منافق بن كافر ) . در اين كه منظور از « حائك » ( بافنده ) در اين جا چيست ، شارحان نهج البلاغه سخنان بسيار گفته‌اند . بعضى آن را بر معنى ظاهر لغوى حمل كرده و گفته‌اند اشاره به شغل اشعث و پدرش بوده و اين شغل در آن زمان مخصوص قشر بسيار پايينى از اجتماع بوده كه از معارف دينى و آداب اجتماعى و تمدن ، دور بوده‌اند ، ولى اين معنى با آنچه در تاريخ زندگى اشعث و پدرش نقل شده ، سازگار نيست ، زيرا آنها ظاهرا داراى چنين شغلى نبودند . بعضى آن را به معنى انسان متكبّر و خودخواه دانسته‌اند ، چرا كه يكى از معانى « حائك » در لغت كسى است كه با تكبّر راه مىرود . « 1 » بعضى ديگر آن را اشاره به معنى كنايى آن مىدانند و مىگويند منظور از « حائك » ( بافنده ) كسى است كه سخنان باطلى را به هم مىبافد و بافندهء دروغ و كذب است و اين در واقع كار اشعث و پدرش بود ، و چنين كنايه‌اى نه تنها در لغت عرب كه در لغات ديگر نيز وجود دارد . و قابل توجّه اين كه در روايتى به روشنى به اين معنى اشاره شده است و آن روايت اين است كه نزد امام صادق ( ع ) سخن از « حائك » به ميان آمد . امام ( ع ) فرمود : « انّه ملعون ، حائك ملعون است » سپس در تفسير آن چنين فرمود : « انّما ذلك الّذي يحوك الكذب على اللّه و على رسوله ، حائك كسى است كه دروغ بر خدا و پيامبر ( ص ) مىبافد » . « 2 » امّا اين كه امام او را منافق شمرده ، از واضحات تاريخ است ، چرا كه اعمالى در درون حكومت على ( ع ) از او سر زد كه نشان مىدهد او از سران نفاق بود ، او

--> ( 1 ) « حائك » گاه از مادهء « حوك » آمده كه به معنى بافندگى است و گاه از « حيك » كه به معنى راه رفتن متكبّرانه است . ( 2 ) وسائل الشيعة ، جلد 12 ، صفحهء 101 ، باب 23 از ابواب ما يكتسب به ، حديث 2 .